حاج ملا هادي السبزواري
376
شرح مثنوى
( ( 2079 ) ) كى شود دريا ز پوز سگ نجس * كى شود خورشيد از پف منطمس ن 1144 21 - ك 383 18 منطمس : متلاشى و مُنطفى . ( ( 2080 ) ) حكم بر ظاهر اگر هم مىكنى * چيست ظاهرتر بگو زين روشنى ن 1144 22 - ك 383 19 ظاهرتر : به راء - نه به واو . ( ( 2084 ) ) موجهاى تيز درياهاى روح * هست صد چندان كه بد طوفان نوح ن 1145 4 - ك 383 21 موجهاى تيز : مظاهر روح كامل آدمىاند . هست بىسر و بن دريايى ز گوهر موج زن ( ( 2085 ) ) ليك اندر چشم كنعان موى رست * نوح و كشتى را بهشت و كوه جست ن 1145 5 - ك 383 21 كنعان : پسر نوح . ( ( 2086 ) ) كوه و كنعان را فرو برد آن زمان * نيم موجى تا به قعر امتهان ن 1145 6 - ك 383 22 امتهان : خوارى . ( ( 2087 ) ) مه فشاند نور و سگ وع وع كند * سگ ز نور ماه كى مرتع كند ن 1145 7 - ك 383 22 مه فشاند : ايهام دارد به انسان كامل . چه « مه » چهل و پنج است ، و آدم - نيز - چهل و پنج . و دو كلمه يا بيشتر كه عددشان يكى است ، مثل اجسادىاند كه روحشان يكى باشد - چون آدم و هُم در * ( « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه » 5 : 54 ( 1 ) . و مه به فتح ميم و به كسر ميم - كه به معنى بزرگ است در فارسى . و قرينهء اينجا آن كه مريد در صدد تمجيد انسان كامل است . ( ( 2089 ) ) جزو سوى كل دوان مانند تير * كى كند وقف از پى هر گنده پير ن 1145 9 - ك 383 23 جزو سوى كل : اشارت است به خود و مرادش .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مائده ، آيهء 54 . .